تبليغاتX

عشق پرزده

عشق پرزده



سلام ،سلام

میدونم خیلی دیره اما هنوز بهاره و هوا همون لطافت عیدو داره و همه جا هنوزم بوی خوش سبزی و عطر زیبای بهار نارنجو با خودش همراه داره .

سال جدیدو بهتون تبریک میگم .

تصمیم داشتم دیگه وبلاگو بذارم کنار و حتی طرفشم نیام چون باور کنید هیچی واسم نداشت جزء درد و غم ، از حقم نمیگذرم ،خیلی وقتا اومدم درد دل نوشتم ، از غصه هام نوشتم ،از دلتنگیام و به انصاف همه باهام بودنو تنهام نذاشتن .

 از همه مهمتر کلی دادشو آبجی پیدا کردم .

اما اومدم واسه همیشه از همتون خداحافظی کنم ، چون ....

راستش دارم خدا بخواد تا چند ماه دیگه متاهل میشم و دیگه اون موقع وقتی واسم نمیمونه.

یه نفر یه روزی و زمانی وقتی غرق غصه و تنهایی بودم بهم گفت:

باور کن بهت قول میدم روزی برسه که به الانت فکر کنی و از غمی که خوردی و روزای قشنگ جونیتو سر مسائل پوچ و بی ارزش تلف کردی میخندی ،پس صبر کن!

حالا به طور کامل به معنای واقعی حرفش رسیدم ،هیچ وقت ناامید نشدم و توکلم به خدای خودم بوده .

اونم نهایت لطف و بزرگیشو برای من که بنده  گنه کارش بودم کرد و یه فرشته مهربونو وارد زندگیم کرد .حالا با وجودش به معنای واقعی عشق رسیدم .

عشق یعنی یک جهان آرزو                 عشق یعنی چشم بر در دوختن

عشق یعنی با وجود خستگی             بر گل بی حاصلی دل سوختن

واسه همتون آرزوی خوشبختی میکنم .

داداش علیرضا ، داداش محمد (پرستو عاشق)

داداش بهداد که ازش معذرت میخوام وقت نکردم به وبش سر بزن

 آبجی ستاره خوبم

از همتون تشکر میکنم . واسه همیشه خدانگهدار..................

 

نوشته شده در پنجشنبه 22 فروردین1387ساعت 10:30 توسط بهار |

من به آمار زمين مشكوكم اگر اين شهر پراز آدمهاست؛ پس چرا اين همه دلها تنهاست  
 
 
من مهربان ندارم نامهربان من كو؟
 
نه دربندم نه آزادم نه آن ليلا ترين مجنون
نه شيرينم نه فرهادم
نه از آتش نه از سنگم نه از رومم نه از زنگم
فقط مثل تو غمگينم
فقط مثل تو دلتنگمچه غمگينم چه تنهايم
نه پنهانم نه پيدايم
نه آرامي به شب دارم نه اميدي به فردايم
چه اميدي . چه فردايي
چه پنهاني . چه پيدايي اگر خوشحال اگر غمگين
چه فرقي داره تنهايي ؟؟
 
 
 
نوشته شده در شنبه 11 اسفند1386ساعت 11:38 توسط بهار |

 

زندگی بی عشق هذیان زیستن است و کابوس بودن ،

 هستیم بی آنکه بدانیم چرا؟ و میرویم بی دلیل .........

در شاهراه زندگی به هر کجا دلی دیدیم بی پروا می شکنیم

برای ماندن به نکبت میکشیم روحی را که در مکتبی عشق آموخت

با شعله های سوزان نگاه می سوزانیم آینده ای را که با چشمی روشن باید دید

و تنها با کلامی هستی را ناباورانه به پشیزی مقامی شیطانی میفروشیم

ما همه خودخواه و خود پرستیم ...................

نوشته شده در شنبه 20 بهمن1386ساعت 16:30 توسط بهار |

دوباره سلام

 

کسايي که به فکرمون هستن رو به گريه مي اندازيم.

ما گريه مي کنيم براي کسايي که به فکرمون نيستن.

و ما به فکر کسايي هستيم که هيچوقت برامون گريه نمي کنن

 

سلام به دوستای گلم بعد مدتها اومدم ، اومدم با کلی حرف واسه گفتن

تو این مدت اتفاقای زیادی واسم افتاد که شاید گفتنش

 ساعتها طول بکشه و تو این چند سطر نگنجه دلم خیلی میخواد بگم اما ...

بغض عجیبی راه گلومو بسته ، خوب میدونم از هر چی بخوام شکایت کنم

باهام موافقید چون به حتم همه شماها یکیشو تجربه کردید ، شایدم چندتاشو

هیچوقت امیدمو از دست ندادم و همیشه توکل کردم به خدا

چند وقتیه واسه خدا نامه مینویسم و همه حرف دلمو بهش میگم

اما باور کنید احساس میکنم اونم منو دوست نداره . محلم نمیذاره .

یه شب حالم خیلی بد بود، یه گوشه تنها نشسته بودمو به گذشته ها فکر میکردم .

ناخود آگاه دفترمو برداشتمو بی اختیار چند بیت شعر از دلم گفتم .

من کیم در این جهان خاک و گل

من کیم در این هجوم سرد عشق

من کیم ، یک عابرم ، یک رهگذر

یک مسافر بی امیدو بی پناه

مثل رویا ز خاطرها محو خواهم گشت

آن زمان در بین انبوه یه صحرا پر ز خار

دو خواهم شد از این دنیای بی مهر و حقیر

دور خواهم شد ز دنیایی که در آن هیچ کس

معنی عشق را نمیداند که چیست؟

عشق یعنی با افق یک دل شدن

یا لباسی از شقایق دوختن

عشق یعنی با وجود خستگی

بر گل بی حاصلی دل سوختن

عشق یعنی یک جهان آرزو

عشق یعنی چشم بر در دوختن

دیگه اشک امونم نمیده

امیدوارم همیشه موفق و شاد باشید

واسم دعا کنید خدا تنهام نذاره و تو این تنهایی وحشت زا اون ترکم نکنه.

تا بعد خدانگهدار

نوشته شده در یکشنبه 23 دی1386ساعت 12:59 توسط بهار |

زندگي كوتاهتر از آن است كه به خصومت بگذرد

 

و قلب ها گرامي تر از آنند كه بشكنند آنچه از روزگار به دست مي آيد

 

با خنده نمي ماند و آنچه از دست برود

           با گريه جبران نمي شود فردا خورشيد طلوع خواهد كرد

 حتي اگر ما نباشيم

 

 

یک نفس یاد خدا

  یک سبد خاطر آسوده و شاد

         یک بغل شبنم آرامش صبح

              یک هزار آینه از جنس دعا

                                               همه تقدیم تو باد

 

من يه خاکم توي حسرت تو يه آسمون ستاره

 دارم از سردي ميميرم تو بکن يه تک اشاره

 تو يه يادگاري هستي  که هميشه موندگاري

 تو که اهل آسموني ..غم و غصه اي  نداري

 به تن شکسته من ...  تو هميشه جون پناهي

خيلي محتاج نگاتم تو نوري من يه سياهي

به دل شکسته من ..... تو همش اميد ميدي

 فکر کنم تو آسمونا صد دفعه خدا رو ديدي

 به و جود خسته من اين تويي که نور مي پاشي

 به تو محتاجم ...........جون مي دم اگه  نباشي

 

 

نوشته شده در دوشنبه 3 دی1386ساعت 8:53 توسط بهار |


موضوعات


لينك دوستان


  جستجو براي:       پيشرفته
ترجيحات  

www.java-gostar.sub.ir