
زندگی بی عشق هذیان زیستن است و کابوس بودن ،
هستیم بی آنکه بدانیم چرا؟ و میرویم بی دلیل .........
در شاهراه زندگی به هر کجا دلی دیدیم بی پروا می شکنیم
برای ماندن به نکبت میکشیم روحی را که در مکتبی عشق آموخت
با شعله های سوزان نگاه می سوزانیم آینده ای را که با چشمی روشن باید دید
و تنها با کلامی هستی را ناباورانه به پشیزی مقامی شیطانی میفروشیم
ما همه خودخواه و خود پرستیم ...................